فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 124
آن که از سنبل او غاليه تابي دارد ، باز با دلشدگان ناز و عتابي دارد از سر کشته خود مي گذري همچون باد ، چه توان کرد که عمر است و شتابي دارد ماه خورشيد نمايش ز پس پرده زلف ، آفتابيست که در پيش سحابي دارد چشم من کرد به هر گوشه روان سيل سرشک ، تا سهي سرو تو را تازه تر آبي دارد غمزه شوخ تو خونم به خطا مي ريزد ، فرصتش باد که خوش فکر صوابي دارد آب حيوان اگر اين است که دارد لب دوست ، روشن است اين که خضر بهره سرابي دارد چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر ، ترک مست است مگر ميل کبابي دارد جان بيمار مرا نيست ز تو روي سوال ، اي خوش آن خسته که از دوست جوابي دارد
کي کند سوي دل خسته حافظ نظري
،
چشم مستش که به هر گوشه خرابي دارد
تعبیر:
همراه هر خوشی و شادی رنج و حسرت است. باید آن را تحمل کرد. از دوری دوست در رنج و عذابی. راه رسیدن به او دشوار نیست. اگر عاشقی، صادق باش و ریا و تزویر را از خود دور کن. قدر لحظه ها و فرصت ها را بدان.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 29
ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است ، خم گو سر خود گير که خمخانه خراب است گر خمر بهشت است بريزيد که بي دوست ، هر شربت عذبم که دهي عين عذاب است افسوس که شد دلبر و در ديده گريان ، تحرير خيال خط او نقش بر آب است بيدار شو اي ديده که ايمن نتوان بود ، زين سيل دمادم که در اين منزل خواب است معشوق عيان مي گذرد بر تو وليکن ، اغيار همي بيند از آن بسته نقاب است گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد ، در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است سبز است در و دشت بيا تا نگذاريم ، دست از سر آبي که جهان جمله سراب است در کنج دماغم مطلب جاي نصيحت ، کاين گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است
حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز
،
بس طور عجب لازم ايام شباب است
تعبیر:
به آنچه می خواهی نرسیده ای و غم و اندوهی سراسر زندگیت را فرا گرفته اما روزگار هرگز به یک روش نمی چرخد و پایان هر شب سیاهی سپیدی روز است. شاد باش و غم دنیا را نادیده بگیر.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 337
چرا نه در پي عزم ديار خود باشم ، چرا نه خاک سر کوي يار خود باشم غم غريبي و غربت چو بر نمي تابم ، به شهر خود روم و شهريار خود باشم ز محرمان سراپرده وصال شوم ، ز بندگان خداوندگار خود باشم چو کار عمر نه پيداست باري آن اولي ، که روز واقعه پيش نگار خود باشم ز دست بخت گران خواب و کار بي سامان ، گرم بود گله اي رازدار خود باشم هميشه پيشه من عاشقي و رندي بود ، دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم
بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ
،
وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم
تعبیر:
زندگی فراز و نشیب بسیار دارد. نه در روز های بد نا امید و مأیوس باش، نه در روزهای خوشی مغرور و خودبین. اگر امروز دچار شکست شدی، فردا با سعی و تلاش به مقصود خود می رسی. زندگی ارزش آن را ندارد به خاطر آن خانواده و دوستان خود را مورد آزار قرار دهی.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 205
تا ز ميخانه و مي نام و نشان خواهد بود ، سر ما خاک ره پير مغان خواهد بود حلقه پير مغان از ازلم در گوش است ، بر همانيم که بوديم و همان خواهد بود بر سر تربت ما چون گذري همت خواه ، که زيارتگه رندان جهان خواهد بود برو اي زاهد خودبين که ز چشم من و تو ، راز اين پرده نهان است و نهان خواهد بود ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز ، تا دگر خون که از ديده روان خواهد بود چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد ، تا دم صبح قيامت نگران خواهد بود
بخت حافظ گر از اين گونه مدد خواهد کرد
،
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود
تعبیر:
هیچ کس از آینده ی خود خبر ندارد اما می تواند آن را با درایت و عقل به نفع خود بسازد. در هر کاری صبر و استقامت و امید لازم است تا شاهد مقصود را در بر گیری.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 287
اي همه شکل تو مطبوع و همه جاي تو خوش ، دلم از عشوه شيرين شکرخاي تو خوش همچو گلبرگ طري هست وجود تو لطيف ، همچو سرو چمن خلد سراپاي تو خوش شيوه و ناز تو شيرين خط و خال تو مليح ، چشم و ابروي تو زيبا قد و بالاي تو خوش هم گلستان خيالم ز تو پرنقش و نگار ، هم مشام دلم از زلف سمن ساي تو خوش در ره عشق که از سيل بلا نيست گذار ، کرده ام خاطر خود را به تمناي تو خوش شکر چشم تو چه گويم که بدان بيماري ، مي کند درد مرا از رخ زيباي تو خوش
در بيابان طلب گر چه ز هر سو خطريست
،
مي رود حافظ بي دل به تولاي تو خوش
تعبیر:
راه پر خطر عشق را طی کردن کار هر کس نیست. مردی با اراده و قوی می خواهد تا از سختی های راه نهراسد. برای رسیدن به مقصود باید تلاش کرده و مأیوس نشوی.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 52
روزگاريست که سوداي بتان دين من است ، غم اين کار نشاط دل غمگين من است ديدن روي تو را ديده جان بين بايد ، وين کجا مرتبه چشم جهان بين من است يار من باش که زيب فلک و زينت دهر ، از مه روي تو و اشک چو پروين من است تا مرا عشق تو تعليم سخن گفتن کرد ، خلق را ورد زبان مدحت و تحسين من است دولت فقر خدايا به من ارزاني دار ، کاين کرامت سبب حشمت و تمکين من است واعظ شحنه شناس اين عظمت گو مفروش ، زان که منزلگه سلطان دل مسکين من است يا رب اين کعبه مقصود تماشاگه کيست ، که مغيلان طريقش گل و نسرين من است
حافظ از حشمت پرويز دگر قصه مخوان
،
که لبش جرعه کش خسرو شيرين من است
تعبیر:
آرزوهای بسیاری در سر داری. تا فرصت داری موقعیت را غنیمت بدان. ثابت قدم باش تا به مقصود برسی. سختی و مشکلاتی در سر راه خود می بینی که با صبر و توکل از سر راه تو برداشته خواهند شد.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 239
رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد ، وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد صفير مرغ برآمد بط شراب کجاست ، فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشيد ز ميوه هاي بهشتي چه ذوق دريابد ، هر آن که سيب زنخدان شاهدي نگزيد مکن ز غصه شکايت که در طريق طلب ، به راحتي نرسيد آن که زحمتي نکشيد ز روي ساقي مه وش گلي بچين امروز ، که گرد عارض بستان خط بنفشه دميد چنان کرشمه ساقي دلم ز دست ببرد ، که با کسي دگرم نيست برگ گفت و شنيد من اين مرقع رنگين چو گل بخواهم سوخت ، که پير باده فروشش به جرعه اي نخريد
بهار مي گذرد دادگسترا درياب
،
که رفت موسم و حافظ هنوز مي نچشيد
تعبیر:
رنج و سختی عاقبت به راحتی و سعادت منجر می شود و به آرزوی خود می رسی. قدر لحظه های زندگی را بدان و دم را غنیمت بشمار تا نادم و پشیمان نشوی. سعی و کوشش را رها نکن.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 382
فاتحه اي چو آمدي بر سر خسته اي بخوان ، لب بگشا که مي دهد لعل لبت به مرده جان آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و مي رود ، گو نفسي که روح را مي کنم از پي اش روان اي که طبيب خسته اي روي زبان من ببين ، کاين دم و دود سينه ام بار دل است بر زبان گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت ، همچو تبم نمي رود آتش مهر از استخوان حال دلم ز خال تو هست در آتشش وطن ، چشمم از آن دو چشم تو خسته شده ست و ناتوان بازنشان حرارتم ز آب دو ديده و ببين ، نبض مرا که مي دهد هيچ ز زندگي نشان آن که مدام شيشه ام از پي عيش داده است ، شيشه ام از چه مي برد پيش طبيب هر زمان
حافظ از آب زندگي شعر تو داد شربتم
،
ترک طبيب کن بيا نسخه شربتم بخوان
تعبیر:
رنج و زحمت زندگی، به یاری و کمک دیگران برطرف می شود. خود را تنها و بی یاور احساس می کنی. بهتر است با دقت و هوشیاری جوانب کارها را بسنجی تا رمز موفقیت را پیدا کنی. با سعی و اراده می توانی به هدف برسی.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 479
صبح است و ژاله مي چکد از ابر بهمني ، برگ صبوح ساز و بده جام يک مني در بحر مايي و مني افتاده ام بيار ، مي تا خلاص بخشدم از مايي و مني خون پياله خور که حلال است خون او ، در کار يار باش که کاريست کردني ساقي به دست باش که غم در کمين ماست ، مطرب نگاه دار همين ره که مي زني مي ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت ، خوش بگذران و بشنو از اين پير منحني
ساقي به بي نيازي رندان که مي بده
،
تا بشنوي ز صوت مغني هوالغني
تعبیر:
متکبر و خودپرست نباش. دوستانت را از خود نرنجان. روزگار به تندی سپری می شود. بهتر است به جای غم و شادی های زندگی، فکر کنی و با دوستان و خانواده، راحت و آسوده زندگی کنی.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 94
زان يار دلنوازم شکريست با شکايت ، گر نکته دان عشقي بشنو تو اين حکايت بي مزد بود و منت هر خدمتي که کردم ، يا رب مباد کس را مخدوم بي عنايت رندان تشنه لب را آبي نمي دهد کس ، گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت در زلف چون کمندش اي دل مپيچ کان جا ، سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت چشمت به غمزه ما را خون خورد و مي پسندي ، جانا روا نباشد خون ريز را حمايت در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود ، از گوشه اي برون آي اي کوکب هدايت از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود ، زنهار از اين بيابان وين راه بي نهايت اي آفتاب خوبان مي جوشد اندرونم ، يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت اين راه را نهايت صورت کجا توان بست ، کش صد هزار منزل بيش است در بدايت هر چند بردي آبم روي از درت نتابم ، جور از حبيب خوشتر کز مدعي رعايت
عشقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ
،
قرآن ز بر بخواني در چارده روايت
تعبیر:
در زندگی آنچنان که شایسته تو است به مقامی نرسیده ای و از بی چشم و رویی ناکسان در عذابی. هدف و مقصود از تو دور نیست به شرط آنکه صداقت و درستی را رها نکنی و به لطف خداوند و هنر و علم خود ایمان داشته باشی. سرگردانی و هراس و نا امیدی را از خود دور بگردان که در غیر اینصورت به بن بست خواهی رسید.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 290
دلم رميده شد و غافلم من درويش ، که آن شکاري سرگشته را چه آمد پيش چو بيد بر سر ايمان خويش مي لرزم ، که دل به دست کمان ابروييست کافرکيش خيال حوصله بحر مي پزد هيهات ، چه هاست در سر اين قطره محال انديش بنازم آن مژه شوخ عافيت کش را ، که موج مي زندش آب نوش بر سر نيش ز آستين طبيبان هزار خون بچکد ، گرم به تجربه دستي نهند بر دل ريش به کوي ميکده گريان و سرفکنده روم ، چرا که شرم همي آيدم ز حاصل خويش نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر ، نزاع بر سر دنيي دون مکن درويش
بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ
،
خزانه اي به کف آور ز گنج قارون بيش
تعبیر:
شک و تردید در وجود تو موج می زند. به خاطر مسائل مادی خود را به زحمت نینداز. با انسان های با تجربه مشورت کن تا به هدف خود برسی. پشتکار داشته باش و نا امیدی را رها کن. چنانچه یک بار شکست خوردی، آن شکست را به تجربه ای برای رسیدن به پیروزی تبدیل کن.
فال حافظ روزانه شنبه 9 آبان 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 463
سلام الله مــا کــر الليـــالي ، و جاوبت المثاني و المثالي علي وادي الاراک و من عليها ، و دار بالـــلوي فوق الـرمال دعاگــوي غريــبــــان جـهــانم ، و ادعـــو بالتواتر و التـــوالي به هر منزل که رو آرد خدا را ، نــگه دارش به لــطــف لايزالي منال اي دل که در زنجير زلفش ، همه جمعيـــت است آشفته حالي ز خطت صد جمـــال ديگر افزود ، که عمرت باد صد سال جلالي تو مي بايد که باشي ور نه سهل است ، زيــان مايه جــاهي و مالي بر آن نقاش قدرت آفرين باد ، کـــه گــرد مه کشد خط هــلالي فحبــــک راحــتــي فـي کل حيـــن ، و ذکــرک مــونــسـي فـي کــل حـال سويــداي دل مـــن تــا قــيامت ، مباد از شوق و سوداي تو خالي کجا يابم وصال چون تو شاهي ، مــن بــدنــام رنــد لاابــالي
خدا داند که حافظ را غرض چيست
،
و عــلم الله حسبــي من ســـوالي
تعبیر:
با ناله و زاری کار به جایی نمی برید دست به دعا بردارید و به خیل بندگان اشفته حال بپیوندید. باقی عمل خویش را که طولانی است به خوبی سپری می کنید. اگر زیان دیده اید در جایی دیگر مالی به شما می رسد. برای رسیدن به حاجاتتان غیر از خدا پیش کسی دست دراز نکنید که به بدنامی ان نمی ارزد.